على اصغر ظهيرى

185

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

اگر نبود هيچ نيرويى نمىتوانست تا اين اندازه قوى و نيرومندتر از آن اثر كند . در حديثى آمده است كه : حضرت عيسى عليه السلام نشسته بود و پير مردى با بيل زمين را شخم مىزد . آن حضرت عرض كرد : بار خدايا ! آرزو را از او بر گير ! در همان لحظه پير مرد بيل را به كنارى انداخت و دراز كشيد ، پس از لحظاتى حضرت عيسى عليه السلام عرض كرد : بار خدايا ! آرزو هايش را به او برگردان ، پير مرد بى درنگ برخاست و شروع به كار كرد . « 1 » وجود مقدّس حضرت رسول اكرم در روايتى مىفرمايد : الَامَلُ رَحْمَةٌ لِأُمَّتِى ، وَ لَولَا الامَلُ ما ارْضِعَتْ والِدةٌ وَلَدَها وَ لا غارِسٌ غَرَسَ شَجَراً « 2 » « آرزو براى امّت من رحمت است و اگر آرزو نبود هيچ مادرى فرزندش را شير نمىداد و هيچ كارنده‌اى درختى را نمىكاشت . » بنابر اين مىتوان از آرزو بعنوان نردبانى براى ترقّى و رشد معنوى خود استفاده كرد . در اين مورد روايات فراوانى در دست است كه نشانگر اهميّت آرزو در سعادت انسان است ، يكى از مهمترين اين روايات ماجراى زيارت اوّلين زائر حضرت سيّدالشهدا عليه السلام يعنى حضرت جابربن عبدالله انصارى است . پس از آنكه جابر بن عبدالله انصارى از ماجراى شهادت حضرت خبردار شد ، با اين كه نابينا بود ، به قصد زيارت حضرت از مدينه حركت كرد و درست در روز اربعينِ شهادت حضرت به كربلا رسيد . در اين سفر « عطيّه » نيز جابر را همراهى مىكرد . عطيّه از بزرگان شيعه است و اينكه مشهور شده است كه وى غلام جابر است اشتباه است . او از برجسته‌ترين اصحاب اهل بيت عليهم السلام است و داراى مقام والائى است . عطيّه مىگويد : وقتى به كربلا رسيديم ، جابر به من فرمود : مرا كنار فرات

--> ( 1 ) - ميزان الحكمه : ج 1 ، ص 184 ، حديث 675 . ( 2 ) - بحارالانوار : ج 77 ، ص 173 ، حديث 8 .